1912

خرید بک لینک

امکانات وب

خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بودو ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بودپلنگ من دل مغرورم پريدو پنجه به خالي زدكه عشق ماه بلند من وراي دست رسيدن بودمن و تو آن دو خطيم آري موازيان به ناچاريكه هر دو باورمان زاغاز به يكدگر نرسيدن بودگل شكفته خداحافظ اگرچه لحظه ديدارتشروع وسوسه اي در من به نام ديدن و چيدن بودشراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به كام منفريبكار دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بوداگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد امابهار در گل شيپوري مدام گرم دميدن بودچه سرنوشت غم انگيزي كه كرم كوچك ابريشمتمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بوداز حسن منزوی 1912...

ما را در سایت 1912 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:52

تو اما وارد رگهایم شدی و همه چیز تمام شد خیلی سخت است بخواهم از تو شفا یابم! از : غسان کنفانی 1912...

ما را در سایت 1912 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:52

صفحه بندی